road making معنی فارسی راه سازي واژههای دیگر با معنی «راه سازي» road-making راه سازي roadbed زير سازي راه، کف جاده، کف خيابان. windrow تل خاکي که هنگام کار ماشينهاي راه سازي، در کنار جاده تشکيل ميشود meioses اثبات چيزي با نفي متضاد آن، ملايم سازي از راه طعنه meiosis اثبات چيزي با نفي متضاد آن، ملايم سازي از راه طعنه meiotic اثبات چيزي با نفي متضاد آن، ملايم سازي از راه طعنه meiotically اثبات چيزي با نفي متضاد آن، ملايم سازي از راه طعنه grader گريدر، يکي از ماشين آلات راه سازي rocking سنگ، سنگ هاي ريزي که راه سازي بکار ميرود road engineer مهندس جاده سازي، مهندس راه