دیکشنری فارسی

rolling pin

معنی فارسی

وردنه تيرک

معنی کامل و مثال‌ها

● غلتک خمیر، وردنه

تعریف انگلیسی

noun
  1. utensil consisting of a cylinder (usually of wood) with a handle at each end; used to roll out dough

واژه‌های دیگر با معنی «وردنه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن