romping
UKrɔmpiŋ
US'rɔmpıŋ
معنی فارسی
دنبال هم دويدن ، با جيغ و داد بازي کردن ،
با هم در افتادن
دنبال هم دويدن ، با جيغ و داد بازي کردن ،
با هم در افتادن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن