دیکشنری فارسی

roomer

UKruːmər

معنی فارسی

مستاجر مسافر.

معنی کامل و مثال‌ها

/rōōm´ǝr/n.

● کسی که اتاق کرایه می‌کند، مستاجر اتاق، مستاجر

تعریف انگلیسی

noun
  1. a tenant in someone's house

واژه‌های دیگر با معنی «مستاجر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن