socager معنی فارسی مستاجر. واژههای دیگر با معنی «مستاجر.» publican مستاجر، ماليات، باجگير renter مستاجر، اجاره دار، اجاره کردن tenant مستاجر، اجاره دار، اجاره کردن roomer مستاجر، مسافر. tenant right حق مستاجر، حقي است که در انقضاي مهلت مقرر بابت، تغييراتي که مستاجر در عين مستاجره داده subtenant مستاجر جز، مستاجرمستاجر sublessee مستاجر جز undre-ten مستاجر جزء tenantless بدون مستاجر، خالي، اشغال نشده . proprietor and tenant موجر و مستاجر