roped
UKroupt
USrəupt
معنی فارسی
طناب ، ريسمان ، بند ، رشته ، شده ،
طناب يا ريسمان دار
طناب ، ريسمان ، بند ، رشته ، شده ،
طناب يا ريسمان دار
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن