دیکشنری فارسی

roping

UKroupiŋ US'rəupıŋ

معنی فارسی

طناب ، ريسمان ، بند ، رشته ، شده ،

طناب يا ريسمان دار

تعریف انگلیسی

noun
  1. capturing cattle or horses with a lasso

واژه‌های دیگر با معنی «طناب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن