دیکشنری فارسی

roseate

UKrouziət

معنی فارسی

گلگون گلي پر گل بشاش خوش بين نيک بين

معنی کامل و مثال‌ها

/rō´zē it/adj.

● سرخ، گلی، گلفام

● خوش بینانه، درخشان

a roseate picture of mankind's future

تصویر خوش‌بینانه‌ای از آینده‌ی بشریت

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of something having a dusty purplish pink color “the roseate glow of dawn”

مترادف‌ها

adjective
1. Rosy, blushing, blooming, rose colored.
2. Full of roses.

واژه‌های دیگر با معنی «گلگون»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن