دیکشنری فارسی

rostrum

UKrɔstrəm US'rɔstrəm

معنی فارسی

منبر فراز کرسي خطابه نوک منقار

معنی کامل و مثال‌ها

/räs´trǝm/n., pl.

● (روم باستان) پیش آمدگی منقار مانند جلو کشتی جنگی (که با آن به کشتی دشمن می‌زدند)

● (روم باستان) سکوی خطابه در میدان شهر

● سکوی سخنرانی، کرسی خطابه، منبر

to mount the rostrum

بر کرسی خطابه رفتن

● خطابه، سخنرانی، نطق

● سخنرانان

● (زیست شناسی) نوک، منقار، نوکسانه، نوک‌واره، پوزچه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a platform raised above the surrounding level to give prominence to the person on it
  2. beaklike projection of the anterior part of the head of certain insects such as e.g. weevils

مترادف‌ها

noun
Platform, stage.

واژه‌های دیگر با معنی «منبر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن