rough draw معنی فارسی طرح کردن ، سر دستي طرح کردن واژههای دیگر با معنی «طرح کردن» delineate طرح کردن، کشيدن، رسم کردن delineative طرح کردن، کشيدن، رسم کردن rough-cast طرح کردن، قالب ريزي کردن، گل مال کردن roughdraw طرح کردن contour-saw با طرح اره کردن parking plan طرح پارک کردن هواپيماها illumination plan طرح روشن کردن منطقه نبرد، طرح روشنايي منطقه propose پيشنهاد کردن، طرح کردن، در نظر داشتن rough-hew ناصاف بريدن، طرح کردن، قالب کردن bulid ساختن، طرح کردن، بنيان گذاردن