roughen
معنی فارسی
زبر کردن بهم خوردن متلاطم شدن
معنی کامل و مثالها
/ruf´ǝn/vt., vi.
● زبر کردن یا شدن، زمخت کردن یا شدن، خراشنده کردن یا شدن
dry weather roughens my skin
هوای خشک پوست مرا زبر میکند.
● ناهموار شدن یا کردن
as you approach the mountains the terrain roughens
به کوهها که نزدیک میشوی زمین ناهموار میشود.