دیکشنری فارسی

roughen

معنی فارسی

زبر کردن بهم خوردن متلاطم شدن

معنی کامل و مثال‌ها

/ruf´ǝn/vt., vi.

زبر کردن یا شدن، زمخت کردن یا شدن، خراشنده کردن یا شدن

dry weather roughens my skin

هوای خشک پوست مرا زبر می‌کند.

ناهموار شدن یا کردن

as you approach the mountains the terrain roughens

به کوه‌ها که نزدیک می‌شوی زمین ناهموار می‌شود.

واژه‌های دیگر با معنی «زبر کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن