round head معنی فارسی سر گرد واژههای دیگر با معنی «سر گرد» clevis bolt پيچ مخصوصي با سر گرد شکافدار براي نشستن، پيچ گوشتي knucklebone استخوان بند انگشت، استخوان قوزک، قاپ. round گرد، مدور، کروي