دیکشنری فارسی

knucklebone

UKnʌklboun

معنی فارسی

استخوان بند انگشت استخوان قوزک قاپ. استخون سر گرد استخوان قاپ

معنی کامل و مثال‌ها

/-bōn´/n.

● استخوان بند انگشت (انسان)

● (قصابی) استخوان قوزک، استخون سر گرد، استخوان قاپ

واژه‌های دیگر با معنی «استخوان بند انگشت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن