rubefy معنی فارسی قرمز کردن ، توليد قرمزي کردن در واژههای دیگر با معنی «قرمز کردن» redden قرمز کردن، قرمز شدن rubricize بخط قرمز نوشتن يا چاپ کردن، قرمز نشان دادن، داراي عنوان قرمز کردن zoo-agglutinin ماده اي است در زهر حيواني که داراي قدرت آگلوتيته، کردن گويچه هاي قرمز خون است. rubricate بخط قرمزنوشتن ياچاپ کردن، قرمزنشان کردن، داراي عنوان (قرمز) کردن inflame بر افروختن، به هيجان اوردن، ملتهب کردن raddle گل اخري، گل قرمز، گل اخري زدن vermilion شنگرف، شنجرف، قرمز شنگرف گون incarnadine صورتي کمرنگ، قرمز گوشتي، برنگ گوشت رنگ کردن