دیکشنری فارسی

runaround

UKruːnəraund

معنی فارسی

طفره دور سر گرداني

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝ round´/n.

طفره، دور سر گردانی

to give somebody the runaround

کسی را دنبال نخود سیاه فرستادن

واژه‌های دیگر با معنی «طفره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن