دیکشنری فارسی

runner

UKrʌnər US'rʌnə

معنی فارسی

دونده ،

شخص يا اسبي که در مسابقه دو شرکت مي کند ،

پادو ، قاصد ، پيغام آور

معنی کامل و مثال‌ها

/run´ǝr/n.

● دونده

a long-distance runner

دونده‌ی مسابقات استقامت

● (به ویژه برای بانک یا آژانس فروش سهام) پادو، پیام‌رسان، پیک

● قاچاقچی

● ماشین‌چی، به کار اندازنده‌ی ماشین، متصدی موتور

● (فرش) کناره

● (در جوراب زنانه) نخ‌کش، دررفتگی

● (گیاه شناسی) ساقه‌ی رونده، گیاه گسترنده، گیاه پیچنده (plant twining هم می‌گویند)

● (مکانیک - نجاری و غیره) پایراهگاه، پایراهه، رایل، کفشک

● (سورتمه و غیره) تیغه (به شکل دو اسکی که به جای چرخ به کار می‌رود)، (کفش اسکی روی یخ) تیغه

● (حلقه‌ای که دورمیله یا چوب قرار دارد و در امتداد آن حرکت می‌کند و می‌توان چیزهایی را به آن وصل کرد مثل حلقه‌های چوب پرده) حلقه، طوق

● (ناودانی که با آن فلز مذاب را به قالب می‌ریزند) لاوک، ناودانه، گدازه راه، راهگاه

● سنگ رویی آسیا، روتاه

● تغار

● قرقره‌ی جنبا، ماسوره‌ی متحرک

● (توربین آبی) گردانه

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who imports or exports without paying duties
  2. someone who travels on foot by running
  3. a person who is employed to deliver messages or documents “he sent a runner over with the contract”
  4. a baseball player on the team at bat who is on base (or attempting to reach a base)
  5. a trained athlete who competes in foot races
  6. (football) the player who is carrying (and trying to advance) the ball on an offensive play
  7. a horizontal branch from the base of plant that produces new plants from buds at its tips
  8. a long narrow carpet
  9. device consisting of the parts on which something can slide along
  10. fish of western Atlantic: Cape Cod to Brazil

مترادف‌ها

noun
1. Racer.
2. Messenger, courier.

واژه‌های دیگر با معنی «دونده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن