دیکشنری فارسی

runoff

UKruːnouf US'rʌ'nɔf

معنی فارسی

جريان ، جريان آب حاصل از بارندگي در

حوزه آبريز

معنی کامل و مثال‌ها

/run´ôf´/n.

هرزآب، روان آب

(به ویژه اگر طرفین مساوی باشند) انتخابات نهایی، مسابقه‌ی نهایی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the occurrence of surplus liquid (as water) exceeding the limit or capacity
  2. a final election to resolve an earlier election that did not produce a winner

واژه‌های دیگر با معنی «جريان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن