دیکشنری فارسی

runway

UKrʌnwei US'rʌn'weı

معنی فارسی

روگاه مجري راهرو گذرگاه جاده

معنی کامل و مثال‌ها

/run´wā´/n.

● (فرودگاه) باند

● (رودخانه یا جوی یانهر) بستر

● (جانوران به ویژه آهو) گذرگاه، باریکه راه، راهچه، معبر

● (تختگاهی که از صحنه‌ی تئاتر به وسط سالن امتداد می‌یابد و مدل‌ها روی آن راه می‌روند) پیشگاه، تختگاه

● پایراه، ریل

تعریف انگلیسی

noun
  1. a bar or pair of parallel bars of rolled steel making the railway along which railroad cars or other vehicles can roll
  2. a chute down which logs can slide
  3. a narrow platform extending from the stage into the audience in a theater or nightclub etc.
  4. a strip of level paved surface where planes can take off and land

واژه‌های دیگر با معنی «روگاه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن