water way معنی فارسی روگاه کشتي رو واژههای دیگر با معنی «روگاه» runway روگاه، مجري، راهرو nerviduct روگاه پي، مجراي عصب meatus auditorius روگاه گوش tide way روگاه جزرومد neural cannal روگاه مغز تيره، مجراي نخاع tideway مسيرجزر و مد، روگاه جزر و مد، کشند راه . seaway راه آبي، روگاه (دريايي)، مسير دريايي meatus مجرا، مجري، روگاه lane کوچه، کوي چه، راه باريک