دیکشنری فارسی

rupturing

UKrʌptʃəriŋ US'rʌptʃərıŋ

معنی فارسی

گسيختگي قطع شکستگي نقض قطع روابط فتق شکستن گسيختن قطع کردن

واژه‌های دیگر با معنی «گسيختگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن