sacred place معنی فارسی حرم واژههای دیگر با معنی «حرم» seraglio اندرون، حرم، حرم سرا penetralia اندرون، حرم، رازها thalami اندرون، حرم، نقطه خروج پي از مخ thalamus اندرون، حرم، نقطه خروج پي از مخ adytum محراب، حرم، حريم zenana اندرون، حرم odalisque کلفت يا صيغه، در حرم سلطان عثماني sanctuaries قدس، جايگاه مقدس، حرم sanctuary قدس، جايگاه مقدس، حرم gynaeceum اندرون، زنانه، حرم