sacriticer معنی فارسی فداکار قرباني کننده . واژههای دیگر با معنی «فداکار» self giving فداکار، از خود گذشته . devoted صميمي، فداکار، مخلص Antigone دختري که همراه پدر نابيناي خود به اتيکا رفت، و تا زمان مرگ پدرش اورا خدمت کرد، نونه