safe custody معنی فارسی حرز واژههای دیگر با معنی «حرز» housebreaker دزد حرز شکن. break in حرز را شکستن وبزور داخل شدن، درميان صحبت کسي دويدن pound breach هتک حرز يا ورود غيرقانوني به چراگاه housebreak سرقت کردن، بخانه دستبرد زدن، حرز را شکستن. amulet تعويذ، دعا، طلسم