دیکشنری فارسی

sagamore

معنی فارسی

رئيس ايل ادم کله گنده يابانفوذ

معنی کامل و مثال‌ها

/sag´ǝ môr´/n.

● (برخی قبیله‌های سرخپوست آمریکای شمالی) معاون رئیس، سرقبیله‌ی ثانی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a chief of a North American tribe or confederation (especially an Algonquian chief)

واژه‌های دیگر با معنی «رئيس ايل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن