دیکشنری فارسی

sagely

UKseidʒeliː

معنی فارسی

دانشمند حکيم دان خردمندنما

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a wise manner “she acted wisely when she invited her parents” “Derived from adjective: sage, wise (for: wisely)”

واژه‌های دیگر با معنی «دانشمند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن