دیکشنری فارسی

sailing

UKseiliŋ US'seılıŋ

معنی فارسی

کشتي راني کرجي راني ملواني حرکت کشتي سفر دريا

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/n., adj.

● حرکت (با) کشتی (به ویژه کشتی بادبانی)، کشتیرانی، قایقرانی

we made a fast sail

تند حرکت کردیم.

● علم دریانوردی، ناوبری

● (ورزش) راندن قایق بادبانی، مسابقه‌ی قایق (بادبانی)رانی

● آغاز مسافرت یا گشت دریایی

when is the sailing?

سفر دریایی کی شروع می‌شود؟

● بادبان‌دار، بادبانی

● وابسته به کشتی یا کشتیرانی یا شرایط کشتیرانی

sailing orders

پروانه یا اجازه‌ی حرکت (کشتی)

the sailing was excellent last month

ماه گذشته (شرایط) کشتیرانی عالی بود.

* sailing ship

کشتی بادبانی، ناو بادبانی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the work of a sailor
  2. riding in a sailboat
  3. the departure of a vessel from a port
  4. the activity of flying a glider

واژه‌های دیگر با معنی «کشتي راني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن