sailing
معنی فارسی
کشتي راني کرجي راني ملواني حرکت کشتي سفر دريا
معنی کامل و مثالها
/-iŋ/n., adj.
● حرکت (با) کشتی (به ویژه کشتی بادبانی)، کشتیرانی، قایقرانی
we made a fast sail
تند حرکت کردیم.
● علم دریانوردی، ناوبری
● (ورزش) راندن قایق بادبانی، مسابقهی قایق (بادبانی)رانی
● آغاز مسافرت یا گشت دریایی
when is the sailing?
سفر دریایی کی شروع میشود؟
● بادباندار، بادبانی
● وابسته به کشتی یا کشتیرانی یا شرایط کشتیرانی
sailing orders
پروانه یا اجازهی حرکت (کشتی)
the sailing was excellent last month
ماه گذشته (شرایط) کشتیرانی عالی بود.
* sailing ship
کشتی بادبانی، ناو بادبانی
تعریف انگلیسی
- the work of a sailor
- riding in a sailboat
- the departure of a vessel from a port
- the activity of flying a glider