دیکشنری فارسی

sailor

UKseilər US'seılə

معنی فارسی

ملوان ملاح کشتيران

معنی کامل و مثال‌ها

/sāl´ǝr/n.

● ناوی، ملوان، ملاح، دریانورد، کشتیبان

● سرباز نیروی دریایی

● مسافر کشتی (به ویژه در مورد دریازدگی)

she is a good sailor

او در کشتی دریازده نمی‌شود.

● کلاه حصیری سرپهن

تعریف انگلیسی

noun
  1. any member of a ship's crew
  2. a serviceman in the navy
  3. a stiff hat made of straw with a flat crown

مترادف‌ها

noun
Seaman, mariner, seafarer, seafaring man.

واژه‌های دیگر با معنی «ملوان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن