دیکشنری فارسی

salesman

UKseilzmən US'seılzmən

معنی فارسی

فروشنده

معنی کامل و مثال‌ها

/sālz´mǝn/n., pl.

● (در فروشگاه‌ها - مرد) فروشنده

● رجوع شود به: sales representative

تعریف انگلیسی

noun
  1. a man salesperson

واژه‌های دیگر با معنی «فروشنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن