دیکشنری فارسی

seller

UKpətenʃlselər US'selə

معنی فارسی

فروشنده فروش

معنی کامل و مثال‌ها

/sel´ǝr/n.

فروشنده

(کالا) دارای بازار داغ، زودفروش، مطلوب، پر خریدار

مترادف‌ها

noun
Vender.

واژه‌های دیگر با معنی «فروشنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن