saltatorial
معنی فارسی
وابسته به جست وخيزيارقص ،
درخور جست وخيز يا رقص
معنی کامل و مثالها
/sal´tǝ tôr´ē ǝl/adj.
● وابسته به جهش، جهشی
● (جانور) جهشگر، پرشگر
وابسته به جست وخيزيارقص ،
درخور جست وخيز يا رقص
/sal´tǝ tôr´ē ǝl/adj.
● وابسته به جهش، جهشی
● (جانور) جهشگر، پرشگر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن