saltatory
معنی فارسی
وابسته به جست وخيزيارقص ،
درخورجست وخيزيارقص
معنی کامل و مثالها
/sal´tǝ tôr´ē/adj.
● وابسته به جهش یا رقص، جهشی، رامشی، رقصی
● پیشرونده از طریق جهشهای ناگهانی، پرشگر، جهشگر
مترادفها
adjective
Leaping, jumping, skipping, hopping, dancing.