salves
UKsælvz
USsɔvz
معنی فارسی
مرهم ، ضماد ،
مخلوط قيروروغن که براي مرهم کاري
گوسفندبکارميبرند
مرهم ، ضماد ،
مخلوط قيروروغن که براي مرهم کاري
گوسفندبکارميبرند
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن