دیکشنری فارسی

salving

UKsælviŋ

معنی فارسی

مرهم ، ضماد ،

مخلوط قيروروغن که براي مرهم کاري

گوسفندبکارميبرند

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a softening or soothing effect especially to the skin

واژه‌های دیگر با معنی «مرهم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن