دیکشنری فارسی

sands

USsændz

معنی فارسی

ماسه ، ريگ ، شن ، کرانه دريا ، دريا کنار ،

ساحل ، تپه شن زار زير دريايي

تعریف انگلیسی

noun
  1. the region of the shore of a lake or sea or ocean

واژه‌های دیگر با معنی «ماسه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن