sanitification معنی فارسی تقديس تطهير تصديق واژههای دیگر با معنی «تقديس» sanctification تقديس، پاک سازي، تطهير sancify تقديس کردن، براي امر مقدسي تخصيص دادن، تطهير کردن sanctifies تقديس کردن، تطهيرکردن، (ازگناه) پاک کردن sanctify تقديس کردن، تطهيرکردن، (ازگناه) پاک کردن sainted تقديس شده . self consecration تقديس نفس خود، ز ترک نفس خود. sanctifier تقديس کننده . presanctified قبلا تقديس شده . canonization تشريع، تقديس. consecrator خاص کننده، تقديس کننده