دیکشنری فارسی

sapid

معنی فارسی

خوش مزه بامزه

معنی کامل و مثال‌ها

/sap´id/adj.

● خوشمزه، خوش طعم

● خوشایند، مطبوع

تعریف انگلیسی

adjective
  1. full of flavor

مترادف‌ها

adjective
Savory, relishing, tasteful, palatable.

واژه‌های دیگر با معنی «خوش مزه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن