saporous معنی فارسی با مزه مزه اور واژههای دیگر با معنی «با مزه» tastier با مزه، خوش مزه، با سليقه درست شده tastiest با مزه، خوش مزه، با سليقه درست شده tastiness با مزه، خوش مزه، با سليقه درست شده tasty با مزه، خوش مزه، با سليقه درست شده savourily بطور با مزه zestful خوشمزه، با مزه، بارغبت zesty خوشمزه، با مزه، بارغبت scopolamine اسکوپولامين يا سرم حقيقت، آلکالوئيد تلخ مزه اي که از بعضي نباتات، تيره بادنجاني گرفته مي شود و در مراکز sikt مسخره، طعنه، کنايه گوشه دار gamey پر از شکار، داراي بو و مزه گوشت شکار که نزديک فاسد، شدن باشد