دیکشنری فارسی

tasty

UKteistiː US'teıstı

معنی فارسی

با مزه ، خوش مزه ، با سليقه درست شده

معنی کامل و مثال‌ها

/tās´tē/adj.

خوشمزه، لذیذ، گوارا، نوشین، خوش طعم

tasty food

خوراک خوشمزه

(نادر) رجوع شود به: tasteful

مترادف‌ها

adjective
Elegant, refined, tasteful.

واژه‌های دیگر با معنی «با مزه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن