دیکشنری فارسی

saucier

UKsɔːsiər US'sɔsıə

معنی فارسی

گستاخ شوخ چشم پر رو بي حيا بي شرم گستاخانه جسارت اميز

معنی کامل و مثال‌ها

/sō syā´/n.

(فرانسه) وردست سرآشپز، متصدی تهیه‌ی سس‌ها

واژه‌های دیگر با معنی «گستاخ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن