sault USsɔlt معنی فارسی پشتک واژههای دیگر با معنی «پشتک» somerset پشتک، معلق زدن somersault پشتک، معلق arabian jump نيم پشتک sommie پشتک زدن round-off نيم پشتک پيچ back flip شيرجه پشتک وارو، نيم وارو (ژيمناستيک) salto پشتک از جلو يا عقب backward somersault پشتک از پشت (شيرجه) full gainer شيرجه وارونه با پشتک moebius flip پشتک از جلو يا عقب در پرش (اسکي)