دیکشنری فارسی

somersault

UKsʌməsɔːlt

معنی فارسی

پشتک معلق

معنی کامل و مثال‌ها

/sum´ǝr sôlt´/n., vi.

● پشتک، کله معلق، معلق، وارو

to turn a somersault

معلق زدن

● پشتک زدن، وارو زدن، کله معلق زدن (در آب یا خشکی)، معلق زدن

● (به ویژه عقیده یا روش) تغییر ناگهانی و شدید، واروگری هم (somerset می‌گویند)

a political somersault

یک تغییر صد و هشتاد درجه‌ای در سیاست

تعریف انگلیسی

verb
  1. an acrobatic feat in which the feet roll over the head (either forward or backward) and return
  2. do a somersault “Somebody ----s”

مترادف‌ها

noun
Somerset.

واژه‌های دیگر با معنی «پشتک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن