somersault
UKsʌməsɔːlt
معنی فارسی
پشتک معلق
معنی کامل و مثالها
/sum´ǝr sôlt´/n., vi.
● پشتک، کله معلق، معلق، وارو
to turn a somersault
معلق زدن
● پشتک زدن، وارو زدن، کله معلق زدن (در آب یا خشکی)، معلق زدن
● (به ویژه عقیده یا روش) تغییر ناگهانی و شدید، واروگری هم (somerset میگویند)
a political somersault
یک تغییر صد و هشتاد درجهای در سیاست
تعریف انگلیسی
verb
- an acrobatic feat in which the feet roll over the head (either forward or backward) and return
- do a somersault “Somebody ----s”
مترادفها
noun
Somerset.