say so معنی فارسی حق بيان دستور بيان اظهار. واژههای دیگر با معنی «حق بيان» right of begin حق شروع، حق مدعي در آغاز بيان ادعا در محکمه caveatemptor به معني " بگذار مشتري حذر کند يا بگذار، مشتري مواظب باشد "، اصطلاحي است که متضمن بيان حق مشتري در account (.vt.& vi): شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن