دیکشنری فارسی

scandal

UKskændl US'skændəl

معنی فارسی

رسوايي افتضاح ننگ شايعات بد گويي ننگ ژور غيبت تهمت

معنی کامل و مثال‌ها

/skan´dǝl/n., vt.

(در اصل) عمل ناشایسته‌ی آدم مذهبی (که سر مشق بدی برای دیگران شود)

رسوایی، آبروریزی، ننگ، افتضاح، بدنامی، خفت

after a series of scandals about his wife, he resigned yesterday

بعد از یک سلسله آبروریزی مربوط به زنش دیروز استعفا داد.

the Watergate scandal led to Nixon's demise

رسوایی واترگیت منجر به برکناری نیکسون شد.

افترا، شایعه پراکنی، بدگویی، غیبت

(محلی) تهمت زدن، بدنام کردن

(مهجور) بی‌آبرو کردن، آبروریزی کردن، ننگ به بار آوردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. disgraceful gossip about the private lives of other people
  2. a disgraceful event

مترادف‌ها

I. noun
1. Defamation, aspersion, calumny, backbiting, slander, detraction, traducement, reproach, obloquy.
2. Disgrace, dishonor, shame, infamy, offence, reproach, discredit, disrepute, ignominy, odium, opprobrium, ingloriousness.
II. verb active
Defame, traduce, libel, asperse.

واژه‌های دیگر با معنی «رسوايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن