scart معنی فارسی خراش تراش خراشيدن زدودن. واژههای دیگر با معنی «خراش» strigil تن خراش disk crash خراش ديسک، خرابي ديسک sky scraper اسمان خراش، بادبان سه گوش بسيار بلند skyscraper اسمان خراش، رفيع، بلند. sky-scaper آسمان خراش scratch hardness درجه سختي خراش scratch hardness tester آزمايشگر سختي خراش stridulate صداي گوش خراش دادن stridulous or lant داراي صداي گوش خراش rock erosion از بين رفتن سنگ در اثر خراش