دیکشنری فارسی

scion

UKsaiən US'saıən

معنی فارسی

قلمه نهال ترکه نوباوه نورسته

معنی کامل و مثال‌ها

/sī´ǝn/n.

● (گیاه) شاخه (به ویژه برای پیوند زدن یا قلمه‌زدن)، پیوندک، قلمه

● فرزند، نورسته، تخم و ترکه

a ten-year old scion of the Ghajar family

نورسته‌ی ده‌ساله‌ای از خانواده‌ی قاجار

we are scions of Nayeb Hossein

تخم و ترکه‌ی نایب حسین هستیم.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a descendent or heir “a scion of royal stock”

مترادف‌ها

noun
1. Sprout, shoot, twig, branch, cion, graft, slip.
2. Descendant, heir.

واژه‌های دیگر با معنی «قلمه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن