scooting
UKskuːtiŋ
معنی فارسی
بسرعت ومثل تير شهاب رفتن ، جستن ،
سرعت داشتن ، ناگهان سرخوردن ، ليز خوردن.
بسرعت ومثل تير شهاب رفتن ، جستن ،
سرعت داشتن ، ناگهان سرخوردن ، ليز خوردن.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن