دیکشنری فارسی

scoreless

UKskɔːləs US'skɔ:ləs

معنی فارسی

بدون امتياز

معنی کامل و مثال‌ها

/-lis/adj.

● (مسابقه) بدون امتیاز، بدون گل

the game stayed scoreless until near the end

بازی تا نزدیکی‌های آخر بدون امتیاز بود.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having no points scores “a scoreless inning”

واژه‌های دیگر با معنی «بدون امتياز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن