scrawl
UKskrɔːl
USskrɔl
معنی فارسی
بد نوشتن باشتاب نوشتن قورباغه اي نوشتن خط خط کردن خط بد
معنی کامل و مثالها
/skrôl/vt., vi., n.
● (نوشتن یا رسم کردن) بد نوشتن، خرچنگ قورباغه نوشتن، خط خطی کردن، ناخوانا نوشتن
the doctor scrawled the prescription
دکتر نسخه را باشتاب و خط بد نوشت.
● بدنویسی، خرچنگ قورباغه، خط بد، ترسیم بد
Shakespeare's last signature is a mere scrawl
آخرین امضای شکسپیر واقعا خرچنگ قورباغه است.
مترادفها
I. verb active
Scribble, scrabble, scratch, write carelessly.
II. verb neuter
Scribble, scrabble.
III. noun
Scribble, scratch, inelegant writing.