دیکشنری فارسی

scrawl

UKskrɔːl USskrɔl

معنی فارسی

بد نوشتن باشتاب نوشتن قورباغه اي نوشتن خط خط کردن خط بد

معنی کامل و مثال‌ها

/skrôl/vt., vi., n.

(نوشتن یا رسم کردن) بد نوشتن، خرچنگ قورباغه نوشتن، خط خطی کردن، ناخوانا نوشتن

the doctor scrawled the prescription

دکتر نسخه را باشتاب و خط بد نوشت.

بدنویسی، خرچنگ قورباغه، خط بد، ترسیم بد

Shakespeare's last signature is a mere scrawl

آخرین امضای شکسپیر واقعا خرچنگ قورباغه است.

مترادف‌ها

I. verb active
Scribble, scrabble, scratch, write carelessly.
II. verb neuter
Scribble, scrabble.
III. noun
Scribble, scratch, inelegant writing.

واژه‌های دیگر با معنی «بد نوشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن