دیکشنری فارسی

scribble

UKskribl US'skrıbəl

معنی فارسی

باشتاب نوشتن ، بد نوشتن ، بدچيزنوشتن ، خط بد ،

خط خرچنگ قورباغه اي

معنی کامل و مثال‌ها

/skrib´ǝl/n., vt., vi.

با خط بد نوشتن، با شتاب نوشتن، ناخوانا نوشتن، خرچنگ قورباغه نوشتن

the old man scribbled his signature on the bottom of the page with a shaky hand

پیرمرد با دستان لرزان پای ورقه را به طور ناخوانا امضا کرد.

خط خطی کردن، چیزهای نامفهوم نوشتن، شر و ور نوشتن

the child scribbled all over the page

کودک تمام صفحه را خط خطی کرد.

خط ناخوانا، خط بد، خرچنگ قورباغه، خط خطی

who has written this scribble? I for one can't read it

این خرچنگ قورباغه را کی نوشته است‌؟ من‌که نمی‌توانم آن‌را بخوانم‌!

(اثر ادبی) بد، پست، بندتنبانی، بی ارزش

تعریف انگلیسی

verb
  1. poor handwriting
  2. an aimless drawing
  3. write down quickly without much attention to detail “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
  4. write carelessly “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

verb neuter
Scrawl, scrabble, scratch.

واژه‌های دیگر با معنی «باشتاب نوشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن