scrutable
معنی فارسی
قابل فهم فهميدني درک کردني
معنی کامل و مثالها
/skrōōt´ǝ bǝl/adj.
● قابل فهم، فهمیدنی، درک کردنی
قابل فهم فهميدني درک کردني
/skrōōt´ǝ bǝl/adj.
● قابل فهم، فهمیدنی، درک کردنی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن